خودشناسی چیست ؟ چگونه خود را بشناسیم ؟

خودشناسی چیست ؟ چگونه خود را بشناسیم ؟

چگونه می توانیم خودمان را بهتر بشناسیم؟


خودشناسی

به روز رسانی شده در 17:54:00 روز 2 بهمن 1397

فایل صوتی مقاله “خودشناسی چیست ؟ چگونه خود را بشناسیم ؟” بصورت قسمت به قسمت در همین مقاله قرار داده شده است . 🙂

قدم یکم :


خودشناسی یعنی آگاهی داشتن از خودم ، افکارم ، اعمالم ، رفتارام و در یک کلمه یعنی

نقشه خودمو پیدا کرده باشم و خودمو بلد باشم ،

اینجوری میتونم ادعا کنم که خودم رو میشناسم.

پس در این راستا اول آشنایی با ساختار و دستورالعمل ذهن لازمه .

چون تمام نمودهای بیرونی ما از فضای بین دو گوشمون یعنی مغز و ذهنمون نشات میگیره   ——>   پس عقلانیه

که برای پیدا کردن و بدست آوردن اون آگاهیه و بلد بودن خودمون اول بریم سراغ سرچشمه ماجرا.

خودسازی چیست ؟

خودشناسی

چرا خودشناسی؟


چون تا خودت رو نشناسی و نقشه خودت رو بلد نباشی نمیتونی متناسب با ایده الات زندگی کنی

و در غیراینصورت در کل زندگی ، ذهنت بهت حکومت میکنه و طبق “حفظ حالت موجود مغز” نه تنها همونی که هستی میمونی

بلکه قطعا تنزل هم میکنی…

چرا خودسازی؟

خودشناسی

به چه دردی میخوره؟


به تموم دردایی که تا حالا داشتم و دردایی که تو آینده میان سراغمون!

یک لحظه فکر کن شده 60 سالت و کسی رو میبینی که تو جایگاه آرزوییه تو قرار داره و

حسرت میخوری که اگه منم میدونستم و تلاش میکردم الان همینجا یا شایدم جلوتر میبودم.

همین حسرت برای باقی عمر بسه !

مگه نه؟

خودشناسی

مگه الان خودمو نمیشناسم؟


وایسا!
بیا با چندتا سوال و بررسی جواب هایی که میدی، ببینیم چقدر خودت رو میشناسی و

یا اصلا به خودشناسی رسیدی یا نه؟

  1. حال دلت چطوره ؟
  2. از اینجایی که هستی رضایت داری و کیفت کوکه یا با خودت میگی اگ فلان طور بشم
  3. دیگه هیچی از خدا نمیخوام ؟
  4. برنامه هاتو چیدی و میدونی دقیقا کجای مسیرتی؟
  5. اگه تو یه جمع کاری، اداری، خانوادگی یا اصلا دوستانه که با دقت تمام داری گوش میکنی،
    یهو بگن خب الان مستفیذ میشیم از کلام خانم/اقای …. سرشار از استرس میشی ؟
  6. صدای تپش قلبتو میشنوی؟
  7. میتونی مهارش کنی؟
  8. بلدی تنفستو کنترل کنی که صدای نفس زدناتو بقیه نشنون؟
  9. اصلا به ذهنت مسلطی که جمع و جورش کنی و یه صحبت فوق العاده ارایه بدی؟

خودشناسی

وقتی بشناسم چه اتفاقاتی میفته ؟


تو میشی حاکم زندگیت و ذهنت رو مدیریت میکنی ، بجای اینکه اون این کارو انجام بده .

یعنی اگه الان میخوای بری باشگاه و یه ندایی درونت نجوا میکنه که میریم حالا عجله نکن  ،

وایسا فیلم موردعلاقتو داره نشون میده

یا وقتی اومدی سراغ این مقاله و همون ندای درونت گفت بیخیال بگذر ازش … از کجا معلوم این حرفا بدردت بخوره ،

تو همینی هستی که هستی پس توقع بیجا از خودت نداشته باش ،

در جوابش کوبنده میگی وقتی میگم باشگاه یعنی بدو بریم ذهن جانم ، نه اینکه منصرفم کنی

یا میگی حتی اگه یه نکته هم این مقاله بهم اضافه کنه، نیم پله از یک ساعت پیش خودم جلوتر افتادم …

پس تمرکز لطفا .

میبینی چه لذتی داره اینکه تو خودت و ذهنتو مدیریت کنی جای اینکه اون اینکارو انجام بده و جلوی رشدت رو هم بگیره .

میدونی ؟درواقع دست خودشم نیست ها !

ناخودآگاه این اتفاق میفته !

چون مغز ما علیرغم کار سنگینی که انجام میده فقط 20 درصد کل 2400 کالری دریافتی رو مصرف میکنه !

یعنی فوق العاده کم مصرفه!

اما وقتی قراره تو موقعیت جدیدی قرار بگیره میدونه که باید بیشتر انرژی بسوزونه ، بهمین

خاطر با اون مکانیزم منصرفت میکنه !

اینجوری هم خودشو تو منطقه امنش نگه داشته هم تو رو !

پس منتظر باش چون یک فیلم خارق العاده برات همینجا میذارم تا بیشتر با ساختار مغز و ذهنت آشنا بشی

چرا؟

تا بیشتر بتونی مدیریتش کنی 🙂

خودشناسی

وقتی بشناسم چیا بهم اضافه میشه ؟


انقدر پرلذت و خوشمزه ذهنت و خودت رو مدیریت میکنی و ریل های قطار زندگیتو به سمت مقصد

درست میچینی و قطارت درست حرکت میکنه که کیف میکنی 🙂

خودشناسی

وقتی بشناسم چیا بدست میارم ؟


آرزوها و رویاهاتو 🙂

چون تا حالا نمیدونستی اصلا خودت کی هستی و چیا میخوای !

ولی حالا هم خودت رو خوب میشناسی 🙂

هم هدفات رو 🙂

و هم ریل هاتو درست چیدی 🙂

پس قطعا قطارت به نوک قله تو میرسه 🙂

خودشناسی

چقدر خودمو میشناسم ؟


خودت چی فکر میکنی؟بنظر خودت اصلا میشناسیش و از زیر و بم خودت آگاهی داری ؟

یه کوچولو برگرد و به سوالای “مگه الان خودمو نمیشناسم؟” یه نگاه بنداز  و دوباره

جوابشونو بده و حتما حتما جواباتو بنویس .

خودشناسی

چطوری خودمو بشناسم ؟


اهااااااان !!!  تازه کار ما شروع شد 🙂

خب بریم سراغ کوله پشتی و انتخاب وسایل لازم.

راستی حتما یه تفنگ هم با خودت بردار تا هرجا که لازم بود بتونی شلیک کنی و هدف رو بزنی 🙂

تنفگ چیه ؟

تفنگ : ذهن توئـــــــه

و خشاب های توش :  افکار و باورهای تو

و شلیک کردن : اقدام تو که باید برای به ثمر رسیدن، به موقع باشه

و اون چیزی که قراره بهش شلیک کنی : هدف و آرزوی توئــــــه که داری براش خودتو اماده میکنی 🙂

راستی گفتیم ذهن

از اونجایی که دنیای بیرونی از من ، ساخته ذهن منه و قبل از به وقوع پیوستن در ذهن من

شکل گرفته لازمه خوب بشناسمش و دستورالعمل هاشو بدونم تا همونجوری که به نفعمه ازش استفاده کنم.

پس یک بار دیگه میگیم که:

منتظر باش چون یک فیلم خارق العاده برات همینجا میذارم تا بیشتر با ساختار مغز و ذهنت آشنا بشی

چرا؟

تا بیشتر بتونی مدیریتش کنی 🙂

چطوری بیشتر بشناسم ؟


و اما برای اینکه خودتو بیشتر و بهتر بشناسی لازمه در وهله اول بیشتر و بهتر به

ذهنت که دنیای درونته آگاهی و شناخت داشته باشی

و بعد از این رو عملگرا بودنت بیشتر کار کنی چون متاسفانه همه ماها خیلی چیزا رو یاد میگیریم

ولی یادمون میره که یادآوری از یادگیری مهمتره تا information stack یا همون انبوه اطلاعاتی اتفاق نیفته و به دامش نیفتیم .

چجوری عملگرا باشیم؟

فایل صوتی تا به اینجای مقاله ( قدم اول ) خدمت شما 🙂

قدم دوم :


جوهر وجودی تو چیست؟
قله تو کجاست؟
می‌خواهی کجا را فتح کنی؟
اصلاً به مسیری که خاص خودت باشد آشنایی داری؟
میدانی که چگونه باید از “بادی به هر جهت بودن” خود را رها کنی؟
تابه‌حال به این فکر کرده ایی که چگونه زندگی می‌کنی؟
یا اصلاً این‌طور بگوییم که برای چه کسی زندگی می‌کنی؟
برای خودت؟
خانواده؟
همسر؟
مردم؟
همکار؟
چه کسی؟؟؟؟

یک کلام :

سحرخانجانی

رسالت تو چیست؟


اگر جوابی که به تمام این سؤال‌ها و “خودشناسی چیست؟” و مشابهاتش می‌دهی

همانیست که می‌خواهیم درباره‌اش صحبت کنیم،
جای تبریک دارد 🙂
اما اگر حتی از فکر کردن به این سؤال‌ها فرار می‌کنی، چه برسد به جواب‌هایشان،
دقیقاً جایی هستی که باید 🙂
به جمع ما خوش‌آمدی 🙂
بقول آقای سعید وفایی که در سخنرانی روز پنجشنبه 22 شهریور در دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران،
یعنی دیروز نه،
پریروز نه،
پس‌پریروز،
مدام از این عبارت استفاده می‌کرد که:
«این لحظه همان‌گونه است که باید باشد»،
بودن شما اینجا و در حال مطالعه این مقاله هم همین‌طور است که :
«این لحظه همان‌گونه است که باید باشد»
یعنی شما در این لحظه لازم بود که پیغامی را از طریق محتوای همین مقاله دریافت کنید. 🙂
اما برویم سروقت کار اصلی، یعنی همان پیغامی که به خاطرش اینجا حضور داریم 🙂
آماده‌اید؟

دو ماهی جوان در حال شنا کردن در جهت جریان آب بودند و یک ماهی بزرگ‌تر در جهت مخالف آن‌ها شنا می‌کرد.

ماهی بزرگ‌سال گفت: صبح‌به‌خیر پسرها. آب چطور است؟
آن دو ماهی به او لبخند زدند و از کنارش گذشتند.

بعد از مدتی، یکی از ماهی‌های جوان رو به دیگری کرد و گفت: آب دیگر چیست؟

ماهی خودشناسی

شاید به نظر عجیب بیاید، اما گاهی خواسته یا ناخواسته چنان غرق در خود و کاری که در حال

انجامش هستیم، می‌شویم که حس می‌کنیم همان شخصی هستیم که واقعاً باید باشیم و دوست داریم باشیم.
این دو ماهی چنان غرق در اصل خود و جوهر وجودی‌شان بودند که حتی متوجه نبودند در آن شنا و زندگی می‌کنند.

شما کدام سمت ایستاده‌اید؟


جزو آن دسته از افرادی هستید که رسالت خود از زندگی را پیداکرده‌اند و در آن زندگی می‌کنند و

حس می‌کنند مشغول به همان چیزی هستند که برایش به وجود آمده‌اند یا …؟؟؟؟
کسانی که جزو دسته اول نباشند معمولاً واقعاً از زندگی خود هم لذتی نمی‌برند ،

بلکه زندگی خود را تحمل می‌کنند و انتظار آخر هفته را می‌کشند تا مشغول به آن چیزی شوند که برایشان لذت دارد.
بیایید یک پاسخ دیگری به “خودشناسی چیست؟” بدهیم که به درک و هضم راحت‌تر کمک کند.
همه میدانیم که نفت بسیار ارزشمند است، طوری که به آن لقب طلای سیاه را می‌دهند.
و این را هم میدانیم که در لایه‌های زیرین زمین نهفته است و برای رسیدن به آن باید اول از لایه‌های اولیه زمین عبور کنیم

تا بتوانیم به نفت دسترسی پیدا کنیم.
رسالت وجودی ما هم همین‌طور است، خودشناسی هم همین است

یعنی اصل وجودی ما در لایه‌های زیرین که لایه‌های باارزش وجودی‌مان هستند نهفته شده که برای

پیدا کردن آن و دسترسی داشتن به آن باید اول این لایه‌های اولیه را کنار بزنیم تا بتوانیم به آن برسیم.

شاید با خود بگویید:

این‌همه زحمت بکشیم، خودمان را بهتر بشناسیم و رسالت وجودی‌مان را پیدا کنیم که چه؟

به چه دردی می‌خورد؟

به این درد که:

به کمک آن راحت‌تر می‌توانیم راه‌هایی برای زندگی دلخواه خود پیدا کنیم و

همان‌طور زندگی کنیم که از آن لذت می‌بریم.

بعبارت دیگر در بهترین و ریشه ای ترین حالت، خودشناسی در زندگی می تواند به رشد و بهبود ما کمک کند.
مگر غیر این است که تنها می‌توانیم یک‌بار زندگی کنیم؟

پس چرا آن یک‌بار همان‌طوری نباشد که خودمان می‌خواهیم؟

فایل صوتی تا به اینجای مقاله ( قدم دوم ) خدمت شما 🙂

قدم سوم :


خب رسیدیم به قدم سوم در مقاله ” خودشناسی چیست ؟ چگونه خود را بشناسیم ؟ ” و قرار است

در این سری قدم ها درباره پیدا کردن خود اصلی مان صحبت کنیم تا بتوانیم به شکلی ساده و راحت

و به شیوه ای ساده و سازنده به عمق وجودی خود یا همان جوهر درون یا همان رسالت یا

بعبارت دیگر همان دلیل اساسی که بخاطرش پا به این دنیا پا نهادیم، پی ببریم .

در دو قدم قبلی درباره اینکه خودشناسی چه معنایی دارد ، رسیدن به آن چه کاربردی

در زندگی مان دارد ، چگونه می توانیم از آن برای بهتر و حرفه ای تر زندگی کردن استفاده کنیم و … صحبت کردیم.

حالا که توانستیم از دو جزیره قبلی با حال خوب عبور کنیم ، با خوشحالی می رویم سراغ جزیره بعدی  🙂

خودشناسی چیست؟

اما حالا که میخواهیم از این جزیره خارج بشویم لازم است که :

به یکسری سوالات پاسخ بدهیم

و بر روی یکسری جملات تفکر کنیم تا بدانیم که آیا واقعا خود را نمی شناسیم و

در حال مطالعه این مقاله هستیم

یا اینکه ، نه می شناسیم اما به دنبال شناخت بیشتر خود هستیم .

در هر دو صورت شایسته تبریک و قدردانی هستید چون در حال سرمایه گذاری بر روی خود می باشید 🙂

بنابراین مشغول هرکاری که می باشید و بدون توجه به هر سنی که دارید

اگر دنبال یافتن خود واقعی تان هستید همین مقاله دقیقا مناسب شماست .

چون ممکن است:

  •  از این که نمی دانید استعدادها و احساسات واقعی تان چیست،
    حس سرخوردگی و سردرگمی داشته باشید!
  •  در مدرسه و یا دانشگاه سردرگم باشید که چه رشته ای را انتخاب کنید و چرا!
  •  از تصمیم گیری درباره اینکه آیا واقعا می خواهید ادامه تحصیل بدهید یا
    بروید سراغ علاقه تان و حرفه ای دیگر را انتخاب کنید ، تحت فشار هستید!
  •  شغل خود را دوست نداشه باشید و حیران و سردرگم مانده باشید که چه کنید!
  •  به میانسالی یا حتی کهنسالی رسیده باشید و نیازمند یک مسیر جدید و دلخواه در زندگی هستید!
  • شاغل نیستید و می خواهید بدانید که قدم بعدی چیست!

و حتی ممکن است همین اول راه یا حتی اواسط مسیر از خود بپرسید :

  •  اگر هیچ استعداد خاصی نداشته باشم چی؟
  •  اگر هیچ احساس واقعی ای نداشته باشم چی؟
  •  اگر چیزی را دوست داشته باشم ولی در انجام دادنش خوب نباشم چی؟
  •  اگر از عهده کاری بربیایم اما کوچکترین علاقه ای به آن نداشته باشم چی؟
  •  اگر نتوانم زندگی ام را برپایه خود واقعی ام بسازم چی؟
  •  اگر مسولیت های زیادی داشته باشم و مجبور باشم کارهای دیگری انجام دهم چی؟
  •  اگر سنم خیلی کم یا حتی زیاد باشد چی؟
  •  آیا واقعا فقط یک رسالت داریم و بایدی است که خود را وقف آن کنیم؟
  •  آیا این خود واقعی ما در تمام طول زندگی ثابت است و هیچ تغییری نمی کند؟
  •  اصلا از کجا بفهمم آن راه پیدا کرده ام؟
  •  چجوری میتوانم به شخص دیگری مثلا فرزندانم کمک کنم تا خود واقعی شان را پیدا کنند؟
  •  و …

و اگر حتی کسی یا کسانی را می شناسید که :

درگیر پیداکردن خود واقعی شان هستند، این سری مقالات می تواند برای آن ها مفید باشد و کارساز .

اگر در جمع خانوادگی خودمان در اینستاگرام حضور داشته باشید حتما می دانید که:

من کتاب “یافتن جوهر درون” نوشته نویسنده کتاب پرفروش “جوهر وجود تو” یعنی کِن رابینسون و لو آرونیکا را

مطالعه کرده ام و بسیار بسیار از آن یاد گرفته ام و با اینکه مسیر خود را از قبل پیدا کرده بودم

و خودم را هم، بااین حال مطالعه این کتاب در شناخت بیشتر و بهتر خودم و همچنین روشن و

واضح تر شدن مسیرم خیلی تاثیرگذار بود.

و باتوجه به حدودا 250 صفحه ای بودن کتاب و اینکه خیلی از دوستان فرصت مطالعه کتاب را ندارند

و ترجیح می دهند مغز آن را بدانند و استقبال از این ماجرا ، تصمیم گرفتم

مغز اصلی کتاب را در محتوای مقاله ” خودشناسی چیست ؟ چگونه خود را بشناسیم ؟ ” بگنجانم،

پس سعی کردم به شکل ساده و راحت و به شیوه ای ساده و سازنده هرآنچه از ان یاد گرفته ام را

برایتان تعریف کنم تا علاوه بر رشد خودم بتوانم به رشد شخص دیگری هم کمک کنم ، که اگر حتی

یک نفر هم باشد من وظیفه خودم را انجام داده ام 🙂

و در این راستا از سوالات این کتاب که کاملا حساب شده و بررسی شده هستند

هم کمک گرفته و استفاده می کنیم .

همچنین از یکسری تمرین های عملی که به ما در پیدا کردن خود واقعی مان کمک می کنند

هم بهره می بریم تا بتوانیم عملگرا بودن را در طول مسیر بیشتر تجربه کنیم و بعد از این مقاله مفصل

تا حدود تقریبا زیادی هم خودمان را بیشتر شناخته باشیم، هم به مسیر واقف تر باشیم.

و خبر خوب اینکه آزمونی در راستای خودشناسی با عنوان ” معجون خودشناسی با بازی ” در سایت

قرار داده شده است که منطبق بر علم کوکولوژیاست.

فرم موجود در تصویر زیر را که در سمت چپ صفحه نمایش تان قرار دارد، پر کنید تا هر روز یکی از این مقاله ها در جیمیل یا ایمیل تان قرار بگیرد 🙂

تعریف خودشناسی

اینم از فایل تصویری همین مقوله 🙂

و اما مواد لازم :

کاغذ   —–>   به تعداد مورد نیاز

خودکار یا مداد رنگی    —–>   هرچقدر دوست دارید

کاغذهای کوچک رنگی برای یادداشت    —–>    به تعداد مورد نیاز

روزنامه دلچسب    —–>    به تعداد کافی

چسب    —–>   به مقدار لازم

فوت کوزه گری این مسیر باصفا چیست ؟


فوت کوزه گری یا همان رمز اصلی موفقیت و نتیجه گرفتن از این مسیر انجام تمرین ها

و پاسخ به سوال ها در حین حرکت است یعنی همانطور که این سری مقالات را مطالعه می کنید،

تمرین ها را هم انجام دهید و به سوال ها پاسخ، و نگویید که آخر سر انجام میدهم چون اول باید به کل محتوا مسلط باشم!!!

ترتیب مطالب به گونه اییست که نتیجه گرفتن در گام بعدی به شرط انجام تمارین و پاسخ به سوالات مرحله قبل است.

یک بار دیگر به هدف مشترکمان برگردیم یعنی “شناخت خود” برای “حال خوب بیشتر” ،

برای “ساخت عادت های بهتر“، برای “زندگی حرفه ای تر“،

برانگیختن خلاقیت” و هرآنچه که می تواند هدف خود شما باشد 🙂

فایل صوتی تا به اینجای مقاله ( قدم سوم ) خدمت شما 🙂

قدم چهارم :


این یک راه دو سفره است :

یک سفر درونی تا هرچه در وجودمان داریم را کشف کنیم؛

و یک سفر بیرونی تا بتوانیم فرصت هایی را که در دنیای اطرافمان وجود دارند، کشف کنیم.

و اما در این مسیر به شما نمی گوییم که راه x را انتخاب کنید یا راه y و … را.

بلکه به بیان هرآنچه لازم است تا بتواند در پیدا کردن مسیر درست کارساز باشد، می پردازیم.

حالا بطور رسمی سفر اکتشافی شخصی ما شروع می شود 🙂

هورراااااا  🙂

 اصل خود را پیدا کنیم 🙂


حقیقت این است که من تقریبا استعداد انجام هرکاری را دارم،

ولی تقریبا همه آن ها را نیمه کاره رها کردم .

مثل داستان نویسی که وقتی 9 ساله بودم انجام میدادم

مثل سخنرانی که وقتی 12 سال داشتم برای انجامش سر و دست می شکستم

مثل موسیقی که وقتی 13 سال داشتم شروع کردم و بعد که درس های مدرسه سنگین تر

شد مجبور شدم آن را کنار بگذارم

مثل تدریس زبان که وقتی 16 سال داشتم استارت زدم و با شروع دانشگاه آن را تقریبا متوقف کردم

مثل برنامه نویسی که وقتی 20 سال داشتم شروع کردم و همچنان هم آن را به ته خط نرساندم

(ولی انصافا بنگریم هم برنامه نویسی ته ندارد ، هم تا حدودی از پس آن برمی آیم)

مثل رانندگی که بعد گواهی نامه گرفتن در 19 سالگی، انقدر ادامه ندادم که میشود گفت ان را فراموش کرده ام

مثل نقاشی که وقتی 22 سال داشتم شروع کردم ولی به دلیل دوری مسافت آن را رها کردم

و ….

گویا لازم بود :

تمام این ها اتفاق بیفتند تا در جای فعلی قرار بگیرم .

در تمام این مدت مدام به این فکر میکردم که دقیقا برای چه چیزی به این دنیا آمده ام،

هدفم چیست،

رسالتم چیست،

چه چیزی عطش درونم را برطرف می کند و …

اما حالا می دانم که جوهر و اصل وجودیم ارتباط، کار با دیگران(کار تیمی)،سخنرانی و آموزش است.

چیزی که بی نهایت از آن لذت می برم و حالا میتوانم بگویم که این سبک زندگی را دوست دارم و

تمام تلاشم را هم می کنم تا آن را همان طور که برایم لذت بخش تر است بسازم.

یک چیزی که به کمک یکی از دوستانم به آن آگاه شدم این است که:

انسان باید بر ترس هایش غالب باشد و از آن ها فرار نکند.

انواع واکنش های ما

خودشناسی چیست؟


بعبارتی دیگر
واکنش ما در برابر ترس یکی از این سه F  هست که به آن میگوییم قانون 3F :

Fight

قانون 3f

اولی یا Fight : یعنی درگیر شدن با ترس، یعنی خودمان را به چالش بکشیم و با آن مقوله روبرو شویم .

Flight

قانون 3f

دومی یا Flight : یعنی فرار کردن از ترس، یعنی ترجیح می دهیم از آن فرار کنیم تا با آن روبرو نشویم.

Freeze

قانون 3f

سومی یا Freeze : یعنی میخکوب شدن در برابر ترس،

یعنی ترجیح می دهیم اصلا با مسأله درگیر نشویم و از آن فرار هم نکینم،

گویا خنثی بودن را انتخاب میکنیم، نه میرویم جلو و نه عقب می کشیم.

هرچند این ها شامل تمامی واکنش های ما در برابر هر چیزی می تواند باشد و صرفا شامل ترس نمی شود

اما چون روی بحث ما “غلبه بر ترس” است در همین راستا از آن استفاده کردیم.

یک لحظه صبر!!!

در برابر ترس هایتان بیشتر کدام عکس العمل را نشان می دهید؟

در برابر باقی مسایل چطور؟

همه ما در دو دنیا زندگی می کنیم ،

یک دنیا جایییست که با به دنیا آمدن ما وجود می آید و فقط چون ما هستیم، وجود خارجی دارد.

کمی فکر کنید!!!! پیدا کردید که منظور کدام دنیاست؟

درواقع این دنیای درونی همان ضمیر شخصی ماست که شامل افکار، احساسات، خلق و قو،

حالت ها، رفتار و … ما می شود.

و دنیای دیگر همان دنیای بیرون است که ما چه باشیم و چه نباشیم پابرجا هست و باقی هم می ماند

و شامل انسان های دیگر، اتفاقات و … است.

چیزی که جالب است این است که ما دنیای بیرون را از طریق دنیای درون خودمان می بینیم و درک می کنیم

بهمین خاطر است که ممکن است نسبت به یک مقوله چندین نوع دیدگاه وجود داشته باشد.

حالا دیگر راحت می توانیم بفهمیم که چرا ؟

چون هر کسی با ایده ها، ارزش ها، احساسات، نگرش، دنیای مطلوب خود و … دنیای بیرون

را می بیند و ادراک می کند .

بزودی یک فایل ویدیویی کامل از مقوله ادراک در سایت قرار می دهیم تا بتوانیم روابط خودمان را بهبود ببخشیم 🙂

تمام این ها را گفتیم تا به اینجا برسیم که برای پیدا کردن جوهر درون، رسالت و خود واقعی مان لازم است که:

اول حتی شده نیم نگاهی به دنیای درون خود، ایده ها، ارزش ها، احساسات، نگرش، دنیای مطلوب خود،

خلق و قو، حالت ها، رفتارمان و … بیندازیم

و حتی اگر لازم شد عمیقا در آن ها فرو برویم تا بیشتر خودمان را بشناسیم و حس کنیم.

پس باید برای خودمان وقت بگذاریم و نگذاریم تا نظرات منفی دیگران بر روی ما اثر بگذارد.

گفتن این مقوله خیلی راحت است اما به عمل که می رسد … !

نگران نباشید 🙂

در این مسیر تنها نیستید 🙂

برای همین اینجا هستیم تا راحت تر این مسیر را طی کنیم :

فایل صوتی تا به اینجای مقاله ( قدم چهارم ) خدمت شما 🙂

(تصاویر از سایت FreePik تهیه شده اند و برروی برخی تغییرات لازم را اعمال کردیم.)

مقاله های مرتبط :